علامه و الميزان.تاریخ : پنجشنبه، 21 مرداد ماه ، 1389 موضوع : مقالات مدیر سایت
علامه طباطبايي كه در اواخر اسفند ماه سال 1324 از تبريز به قم مهاجرت كردند، از همان آغاز خلأ بزرگي را در ميان طلاب در زمينة پرداختن به قرآن و علوم عقلي احساس نمودند و اين موضوع ايشان را بر آن داشت تا كاري بزرگ را شروع كرده، تكليف الهي خويش را به انجام برسانند؛ چنان كه خود ميفرمايند: «هنگامي كه از تبريز به قم آمدم، مطالعهاي در نيازهاي جامعة اسلامي و مطالعهاي در وضع حوزه قم كردم و پس از سنجيدن آنها به اين نتيجه رسيدم كه اين حوزه نياز شديدي به تفسير قرآن دارد تا مفاهيم والاي اصيلترين متن اسلامي و عظيمترين امانت الهي را بهتر بشناسد و بهتر بشناساند. از سوي ديگر، چون شبهات مادي رواج يافته بود، نياز شديدي به بحثهاي عقلي و فلسفي وجود داشت تا حوزه بتواند مباحث فكري و عقيدتي اسلام را با براهين عقلي اثبات و از موضع حق خود دفاع نمايد. از اين رو، وظيفه شرعي خود دانستم كه با ياري خدا متعال، در رفع اين دو نياز ضروري كوشش نمايم».
و سرانجام پس از 17 سال تحمل رنج و مشقت بسيار، نگارش اين تفسير گرانسنگ به پايان رسيد و به جامعة اسلامي عرضه گشت تا معارف اصيل اسلامي تا اندازهاي گسترش يابد.
ويژگيهاي تفسير الميزان
1. به كارگيري روش تفسير قرآن به قرآن: حضرت علامه طباطبايي در تفسير الميزان عمدتاً هر آيه از قرآن را به وسيلة ساير آيات تفسير، تبيين و تحليل نمودهاند و شواهد و ادلَة خود را از خود قرآن استخراج كردهاند. در حقيقت، علامه از معدود افرادي است كه اين روش تفسيري را به نحو احسن استفاده نمودهاند؛ به گونهاي كه اين اسلوب علمي با نام علامه عجين شده است.
2. مرزبندي مباحث: علامه در الميزان مباحث فلسفي، روايي و اجتماعي را مطرح كرده، اما هيچگاه در يكديگر خلط ننموده و حد و حدود هر يك را به خوبي مشخص نموده است. و اين نشاندهندة استحكام تفكر و عمق انديشة اين فيلسوف الهي است.
3. توجه به مباحث جديد و تفكر فلسفي غرب: ايشان در اين تفسير شريف صرفاً به فلسفه اسلامي نپرداخته، بلكه مباحث فلسفي جديد را نيز مورد توجه قرار دادهاند؛ مثلاً مباحثي چون «فلسفة تاريخ»، «روانشناسي اجتماعي»، «انسان شناسي فلسفي»، «اصالت فرد و جامعه»، «جامعه شناسي دين»، «جامعه شناسي سياسي» و «جامعه شناسي خانواده» در تفسير الميزان مشاهده ميشود.
نكات قابل توجه در تمايز تفسير الميزان با تفاسير ديگر
يكي از نكاتي كه الميزان را از ساير كتب تفسيري ممتاز ميكند، عنايت و توجه خاص علامه به روايات و احاديث نقل شده از اهل بيت(ع) براي فهم بهتر معاني قرآن است؛ چرا كه ايشان معتقد بودند از اسرار و باطن قرآن كريم كساني آگاهاند كه به مقام طهارت روح و جان رسيدهاند.
آري، قرآن كريم ميفرمايد: «انه لقرآن كريم في كتاب مكنون لا يسمه الا المطهرون؛ اين قرآني بسيار گرامي است در لوح محفوظ، جز دست پاكان بدان نرسد». و اهل بيت پيامبر(ع) به دلالت «انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيراً»، مظاهر اعلاي اين طهارتاند.
نكتة ديگر در تمايز اين تفسير با ساير تفاسير، بعد اخلاقي – عرفاني و مشي و سلوك عارفانة نگارندة آن است كه موجب گشته تفاسير بسياري از آيات نه با فكر خود علامه، بلكه با الهامات غيبي نگاشته شود؛ چنان كه شاگرد بزرگ مكتب ايشان، شهيد بزرگوار مرتضي مطهري ميفرمايند: «تفسير الميزان همهاش با فكر نوشته نشد. من معتقدم كه بسياري از اين مطالب از الهامات غيبي است».
حضرت علامه بر اين باور بودند آنچه كه تكليفساز است، نياز جوامع بشري است؛ لذا براي برطرف ساختن بزرگترين نياز بشر معاصر، يعني بحران معنويت، گام در راه پر فراز و نشيب عرفان نهاد و با شاگردي در محضر عارف و اصلي چون مرحوم حاج سيد علي آقاي قاضي(1365 – 1285 ق) روح آگاهي و معنوي خود را تقويت نمود تا درهاي معارف الهي بر وي گشوده گشت و حقايقي را بر لسان قلم ايشان جاري ساخت.
ايشان همچنين معتقد بودند: «يك حقيقت قرآني وجود دارد كه نميشود انكار كرد و آن اين است كه هر گاه انسان به وادي ولايت الهي گام نهاد و به ساحت قدس كبريا نزديك گشتگ، دري از درهاي ملكوت آسمانها و زمين به رويش گشوده ميشود كه از آن آيات كبري و انوار جبروت الهي را كه بر ديگران مخفي است مشاهده ميكند». و لذا در اشعارشان ميفرمايند: