نویسنده: مهدی رضوانی پور
گروه تحليل و گزارش عصرفارس_ روز عرفه است و در گوشه ای از صحرای عرفات، شیرمردی از تبار آزادگان عالم، با دلی به وسعت اقیانوس ها بر دامنه کوه رحمت رو به کعبه ایستاده و دست به سوی آسمان بی انتهای فضل الهی دارد و در حالی که اشک شوق از دیدگانش جاری است، آوای بیقراری خود را در فرازهای پرخشوع دعای عرفه سر می دهد.
روز عرفه است و در گوشه ای از صحرای عرفات، شیرمردی از تبار آزادگان عالم، با دلی به وسعت اقیانوس ها بر دامنه کوه رحمت رو به کعبه ایستاده و دست به سوی آسمان بی انتهای فضل الهی دارد و در حالی که اشک شوق از دیدگانش جاری است، آوای بیقراری خود را در فرازهای پرخشوع دعای عرفه سر می دهد.
او «نفس مطمئنه» ای است که چند ماه قبل از واقعه عاشورا و عروج به جرگه «عبادی» و ورود به عرصه «جنتی»، اینک به راز و نیاز با پروردگار خویش پرداخته و نجوای عاشقانه را محملی برای مضامین بلند عرفانی قرار داده و صحرای خشک عرفات را سرشار از انوار معرفت و شناخت ربوبی ساخته است.
حال چه زیبا است که با فرزند بزرگوار علی بن ابی طالب(ع) همنوا شویم و با تأملی هر چند گذرا بنگریم در این دعای سراسر شور و دلدادگی، چه معارف عمیقی بر زبان مبارک حضرتش جاری شده و در این بین، کدامین موضوع نقش اصلی و محوری دارد؟
سیر از کثرت به وحدت
دعاي عرفه كه از قلب مطهر امام حسین(ع) در صحراي عرفات و در روز عرفه جوشیده و تشنه کامان معارف ناب را در طول تاریخ سیراب نموده، از جمله دعاهاي مأثوري است كه مملو از مضامين متعالي اخلاقي - عرفاني است؛ مضاميني همچون: شناخت خداوند و بيان اوصاف او، تبيين ولايت كلي الهي، تجديد عهد و پيمان با پروردگار، توجه به قضا و قدر ربوبي، توصيف پيامبران الهي و تحكيم ارتباط با آنها، ايمان به معاد و اظهار عقيده قلبي نسبت به آن، بيان فضايل و كمالات والاي انساني، تضرع به درگاه خدا و توبه و انابه به سوي او، اشاره به مقام خوف و رجا، و مقام فنا و بقا، درخواست نور هدايت و رحمت و عافيت و بركت، تقاضاي وسعت روزي و پاداش اخروي، سير انديشه در آفاق و انفس، يادآوري نعمت هاي بي انتهاي الهي از بدو تكوين انسان تا آخر عمر او، و لزوم شكر و حمد انسان بر تمامي نعمت ها و عنايت هاي خداوند.
دعاي عرفه در واقع، نوعي سير است از نگرش به آثار به سوي نگرش به مؤثر در وجود، و نیز سیری است از ظاهر به باطن و از کثرت به وحدت؛ چنان كه بخش اول دعا بيشتر شامل توجه به آثار عظمت و قدرت خدا همچون: دگرگوني شبانه روز، روشنايي آسمان ها و زمين، آفرينش انسان، و خواري پادشاهان در برابر خدا است و بخش آخر دعا تنها شامل مباحث توحيدي و توجه به صاحب آثار مي باشد.
آن حضرت در فرازي هدف از تأمل در آثار را كسب معرفت نسبت به خداوندِ صاحب آثار معرفي مي كند و مي گويد: «إلهي علمت باختلاف الآثار وتنقلات الأطوار أن مرادك مني أن تتعرف إلي في كل شيء حتى لا أجهلك في شيء؛(1) خدايا! با پي در پي آمدن آثار [و مظاهر] و دگرگوني حالات دانستم كه مقصود تو از من اين است كه خود را در هر چيز به من بشناساني تا در هيچ چيز به تو جاهل نباشم.»
و سپس در فرازي ديگر، بيان مي دارد كه رجوع به آثار به امر الهي بوده و لذا براي بازگشت به سوي صاحب آثار در خواست نور هدايت مي كند تا از نظر كردن استقلالي به آثار رهايي يابد: «إلهي أمرت بالرجوع إلى الآثار فارجعني إليك بكسوة الأنوار وهداية الاستبصار حتى أرجع إليك منها كما دخلت إليك منها مصون السر عن النظر إليها ومرفوع الهمة عن الاعتماد عليها إنك على كل شيء قدير؛(2) معبودا! خود دستور دادي كه به آثار و مظاهر باز گردم، پس مرا با پوششي از انوار و هدايتِ بصيرت بخش به سوي خود بازگردان! تا همان گونه كه از تو به آنها وارد شدم، از آنها به سوي تو باز گردم، در حالي كه درونم از نظر [استقلالي] به آنان در امان مانده و همّتم از اعتماد بر آنها بلند باشد؛ به راستي كه تو بر هر چيز توانايي.»
آن گاه همه آثار و اغيار را محو و فاني در پيشگاه خداي رحمان معرفي نموده و اظهار داشته: «يا من استوى برحمانيته فصار العرش غيبا في ذاته محقت الآثار بالآثار ومحوت الأغيار بمحيطات أفلاك الأنوار؛(3) اي خدايي كه با صفت رحمانيتت استيلا پيدا كردي و در نتيجه، عرش [و تمامي موجودات] در ذاتت نهان گرديد! با آثار [وجود خود] آثار [مظاهر] را از بين بردي و با افلاك انوارِ احاطه كنندهات، اغيار را محو نمودي.»
آن حضرت با الهام از آیه قرآنی «هو الاول والآخر والظاهر والباطن»(4) از یک سو خداوند علی اعلی را باطن می داند که در سرادقات عرش پنهان است و چشم ها توان دیدنش را ندارند: «یا من احتجب فی سرادقات عرشه عن ان تدرکه الابصار؛(5) ای آن که در سراپرده های عرشش نهان است از اینکه چشم ها او را درک کنند!» و از سوی دیگر، با بصیرت خویش خدا را حاضر و ظاهر معرفی می نماید و مي گوید: «كيف تخفى وأنت الظاهر أم كيف تغيب وأنت الرقيب الحاضر إنك على كل شيء قدير(6) چگونه نهاني، در حالي كه تو آشكاري؟ يا چگونه غايبي، در حالي كه تنها تو نگاهبان حاضري؟ به راستي كه تو بر هر چيز توانايي.» و با چنين ديدگاه توحيدي است كه بیان می کند: «متی غبت حتی تحتاج الی دلیل یدل علیک ومتی بعدت حتی تکون الآثار هی التی توصل الیک عمیت عین لاتراک علیها رقیبا؛(7) کی غایب شده ای تا نیاز داشته باشی به دلیلی که بر وجودت استدلال شود؟ و کی دور شده ای تا آثار [و مخلوقات ما را] به تو رسانند؟ کور باد چشمی که تو را نبیند با اینکه تو مراقب او هستی!»
بنابر این، اصلی ترین مضمون دعای عرفه، توحید و معرفت توحیدی است که در جای جای این دعا نمود دارد و البته امام حسين(ع) چنین نگرشی را نتیجه اشراق ربوبی و تأیید حق دانسته و عرضه داشته: «انت الذی أشرقت الانوار فی قلوب اولیائک حتی عرفوک و وحّدوک؛(8) تویی که انوار را در دل های اولیایت تاباندی تا تو را شناختند و تو را واحد و یکتا دانستند.»
پی نوشت ها:
1. اقبال الاعمال، سيد بن طاوس، ص 348؛ 2. همان، ص 349؛ 3. همان، ص 350؛ 4. حدید/3: «او است اول و آخر و ظاهر و باطن»؛ 5. اقبال الاعمال، ص 350؛ 6. همان؛ 7. همان، ص 348؛ 8. همان، ص 349.
منبع:http://asrefars.ir
کلمات کليدي : اقبال الاعمال آوای بیقراری"بررسی اصلی ترین مضمون دعای عرفه" مهدی رضوانی پور |