| مقالات مدیر: موهبت روح الله 2 |
|
نگارش يافته توسط hashemi |
| دوشنبه، 31 مرداد ماه ، 1390 |
اهداف متعالي انقلاب اسلامي
يكي از ويژگيهاي استثنايي و منحصربهفرد انقلاب اسلامي ايران، آرمانها و اهداف متعالي و الهي آن است؛ از آن جمله ميتوان به ايجاد حكومت عدل الهي، برقراري صلح جهاني و صدور نهضت اسلامي به سراسر جهان اشاره كرد. اما نكته مهم آن است كه امروز بخش عظيمي از شخصيت الهي حضرت امام يعني افكار، آرمانها، جهانبيني، هدفها، توصيهها، راهها و راهكارهاي ايشان در اختيار ما قرار دارد و بر ما است كه با حركت در راه و روش او و به اميد رسيدن به آرمانهاي متعالي او، انقلاب اسلامي خويش را از تهديدات دشمنان اسلام مصون داشته، رهبر عزيزمان را در راه نيل به اهداف والاي حضرت امام ياري نماييم. بهحق، رهبر فرزانه انقلاب اين مهم را درك نموده و در راه استيلاي كامل اهداف متعالي حضرت امام از هيچ كوششي دريغ ننموده و تمام هم و غم خود را در اين راه مصروف داشته و همواره تأكيد نمودهاند: «بايد همه آحاد ملت ـ كوچك و بزرگ ـ مسئولان در سطوح مختلف و هركس كه كاري در دستش است، اين نكته را حديث نفس خود كند و پيمان ببندد كه راه امام را ادامه دهد و به سمت هدفهاي او حركت كند. در اين صورت، عشق و محبت و ارادت و شاگردي ما نسبت به او، صادق خواهد بود.»
حضرت امام خميني(س) با انقلاب عظيم خويش، حيات طيبه اسلامي را براي سعادت و كمال انسانيت و حكومت عدالت محور علوي را براي اقامه عدالت و معنويت ايجاد نمود تا به تمامي مسلمانان بياموزد: إن اكرمكم عند الله اتقيكم او با اين كار پاسخي شايسته به نداي كونوا قوامين لله و كونوا قوامين بالقسط داد. پيامبران بزرگ الهي نيز علاوه بر دارا بودن سير و سلوك باطني، هر يك به نوبه خود براي تحقق عدالت تلاش نمودند. حضرت امام در اين باره ميفرمايد: «موسي بن عمران اهل سلوك بود، مع ذلك رفت سراغ فرعون و آن كارها را كرد. ابراهيم هم همين ¬طور. رسول خدا هم كه همه ميدانيم. رسول خدايي كه سالهاي طولاني در سلوك بوده است، وقتي كه فرصت پيدا كرد، يك حكومت سياسي ايجاد كرد براي اينكه عدالت ايجاد بشود. تبع ايجاد عدالت، فرصت پيدا ميشود براي اينكه هركس هر چيزي دارد بياورد. وقتي كه آشفته است، نميتوانند. در يك محيط آشفته نميشود اهل عرفان، عرفانشان را عرضه كنند. اهل فلسفه، فلسفهشان را، اهل فقه، فقهشان را. لكن وقتي حكومت يك حكومت عدل الهي شد و عدالت را جاري كرد و نگذاشت كه فرصتطلبها به مقاصد خودشان برسند، يك محيط آرام پيدا ميشود. در اين محيط آرام، همه چيز پيدا ميشود.»
بهيقين، جويندگان حقيقت، با شنيدن اين سخن حضرت امام به ياد حكومت عدالتمحور مهدي موعود(ع) خواهند افتاد كه: «من اميدوارم كه اين عدالتي كه به يُمن وجود اسلام و اولياي اسلام در بين بشر آمد... بتوانيم إنشاءالله تعالي در ايران اولاً، و در ساير جهان بعدها پياده كنيم.»
اما هدفي كه كمتر انقلابي خواستار آن بوده و براي رسيدن به آن تلاش كرده است، صدور انقلاب ميباشد كه به تعبير حضرت امام منظور از صدور انقلاب، صدور معنوياتي ¬است كه در انقلاب ايجاد ميگردد: «ما كه ميگوييم انقلابمان را ميخواهيم صادر كنيم، ميخواهيم... همين معنايي كه پيدا شده، همين معنويتي كه پيدا شده است در ايران، ... ميخواهيم اين را صادر كنيم. ... ما ميخواهيم كه اين انقلابمان را، انقلاب فرهنگيمان را، انقلاب اسلاميمان را به همه ممالك اسلامي صادر كنيم و اگر اين انقلاب صادر شد، هر جا صادر شود اين انقلاب، مشكل حل ميشود.»
انقلاب اسلامي ايران بايد به پهناي گيتي گسترش مييافت تا تمامي انسانهاي حقجو بارقه انوار الهي را نظارهگر بوده، سنت تغييرناپذير خداوندي را حس نمايند؛ چرا كه فلن تجد لسنّت الله تبديلاً؛ «و هرگز براي سنت خدا تبديلي نمييابي.» آري، انقلاب اسلامي ايران بر پايه سنتهاي الهي شكل گرفت تا نجاتبخش بشر عصر ظلمت باشد.
به بياني ديگر، منظور از صدور انقلاب، اشاعه توحيد، ترويج مكتب انبيا(ع)، ارائه روشهاي صحيح براي رسيدن به كمال و صبر و استقامت بر مصائب در راه انقلاب ميباشد. و اين وظيفهاي ¬است بس خطير كه حضرت امام اداي آن را بر دوش جوانان اين مرز و بوم گذاشته و فرموده است: «اگر بخواهيد به همه مشكلات پيروز بشويد، ... بايد ارزشهاي انساني را از اينجا به همه جا صادر كنيد.» و آنچه در اين راه بسيار مهم و حياتي ميباشد، خلوص نيت است؛ چنان كه هر يك از پيامبران عظيم الشأن الهي با كوله باري از اخلاص و استقامت و توكل به خداوند متعال، نهضت خويش را آغاز كرده، به ثمر رساندند و با ترويج مكتب والايشان، انسانهاي حقجو را هدايت نمودند. امام راحل نيز نه براي مطرح ساختن خود كه براي رضايت حضرت احديت و به انجام رساندن مأموريت الهيشان قصد صدور معنويات انقلاب را داشتند: «مادامي كه قصد خالص باشد، توجه به خدا باشد و خالص باشد، تا اينطور باشد، بلااشكال پيروز هست اين كشور و از اينجا هم موجش ميرسد به همه جا و رسيده است و انقلاب شما بحمدالله صادر شده است؛ نه اينكه صادر ميشود، صادر شده و تقويت ميشود در خارج.» بدين جهت، نهضت خدايي حضرت امام توانست مرزهاي جغرافيايي را درنورديده، به قلوب تمامي حقجويان عالم نفود كند.
دستاوردهاي والاي انقلاب
تشكيل نخستين حكومت اسلامي پس از عهد رسول مكرم اسلام (ص)، ترسيم شاهراه تكامل انساني، آزاد زيستن، سازندگي حقيقي و عدم سازش با قدرتهاي ضدّ اسلامي و استكباري، از جمله دستاوردهاي بزرگ و ماندگار انقلاب اسلامي به شمار ميروند.
نهضت آسماني حضرت امام به دليل صبغه اسلامياش، بينشي صحيح از مراتب كمال ارائه داد و اين امكان را فراهم ساخت كه هر كس بداند در كجاي راه كمال قرار دارد و به سوي كدامين هدف در حال سير است. ما در مكتب استاد الهيمان آموختيم كه حضرت امام بسان خورشيدي آسماني روشن گشت و شاهراه انسانيت را بر مردم آخرالزّمان كه در برهوت ظلماني دنيا گرفتار آمدهاند، عيان ساخت. به واسطه او و انقلابش آدميان دريافتند كه تا نيل به سرمنزل مقصود راه پرفراز و نشيبي خواهند داشت و براي رستن از خطرات راه، نيازمند تمسّك به ريسمان اولياي الهياند.
دستاورد مهمّ ديگر آن است كه امام خميني(س) با انقلاب سراسر معرفتش عرفان اصيل اسلامي را در بطن اجتماع وارد ساخت تا مشتاقان عالم معنا هر يك به فراخور حال خويش جرعهاي از شهد شيرين دين سركشند. و بدين سان، يكي ديگر از اهداف مقدس حضرات معصومين(ع) در عصر آخرالزّمان محقق گردد. ايشان ميفرمايد: «اين عرفا و شعراي عارفمسلك و فلاسفه هم همه يك مطلب ميگويند. مطالب مختلفه نيست. تعبيرات مختلفه است و زبانهاي مختلفه [است]... نبايد از اين بركات مردم را دور كرد. بايد مردم را به اين سفره پهن الهي كه قرآن و سنّت و ادعيه باشد، دعوت كرد تا هر كس به اندازه خودش استفاده بكند. اين مقدمه بود براي همه مسائلي كه بعدها هم اگر پيش بيايد و عمري باشد كه اگر ما هم يك وقتي يك احتمال داديم، نگوييد كه اين تعبيرات را شما آورديد دوباره در ميدان... خير، بايد بيايد.»
و خطاب به كساني كه به ظواهر دين اكتفا كرده و عرفان اصيل اسلامي را رد ميكنند، ميفرمايد: «گمان نكنيد هر كس يك مطلب عرفاني گفت، يك حرف عرفاني زد، او كافر است. ببينيد كه چه ميگويد.»
بيشك، حضرت امام با حركت عظيم خويش، نقش عظمت اسلام و مسلمانان را در جاي جاي گيتي ترسيم نمود. «او آن روحالله بود كه با عصا و يد و بيضاي موسوي و با بيان و فرقان مصطفوي به نجات مظلومان كمر بست، تخت فرعونهاي زمان را لرزاند و دل مستضعفان را به نور اميد روشن ساخت.» آن روح بزرگ زمان كه الگوي كامل يك مسلمان و نمونه بارز يك رهبر اسلامي بود، پرچم قرآن را در جهان برافراشت و ملت ايران را از اسارت بيگانگان نجات داد و به آنان غرور و شخصيت و خودباوري دوچندان بخشيد و صلاي عزّت و استقلال و آزادگي را در سراسر جهان سرداد و بدين گونه، نور اميد را در دل ملتهاي تحت ستم زنده ساخت. شهيد بزرگوار مرتضي مطهري ميفرمايد: «او توانست ايمان از دست رفته مردم را به آنان بازگرداند و آنها را به خودشان مؤمن كند.»
آري، انقلاب اسلامي ايران در سايه روح بلند و ملكوتي امام راحل، ايمان حقيقي را آشكار ساخت و بتهاي كفر و الحاد را در هم شكست و دريچههاي ماورايي را به سوي انسانهاي دردمند و منتظر گشود تا به انتظار هزار ساله آنان پايان داده، عزّت و سربلندي را به آنان باز گرداند. و چه زيبا است كلام دلنشين مقام معظم رهبري كه فرمود: «او به انسانها كرامت، و به مؤمنان عزت، و به مسلمانان قوت و شوكت، و به دنياي مادي و بيروح، معنويت، و به جهان اسلام حركت، و به مبارزان و مجاهدان في سبيل الله شرافت و شهادت داد.» به همين جهت است كه امروزه شخصيت¬ها و علماي ما در تمام دنيا مورد تكريم قرار گرفته، و با عزّت فراوان به مجامع بزرگ بينالمللي گام ميگذارند.
و اين بود انقلاب عظيم معنوي در عصر آخرالزّمان كه با ظهور خورشيد مغرب در 12 بهمن 57، مقدّمات تحقق وعده الهي مبني بر سيادت و سربلندي مستضعفان فراهم گشت و دو ماه بعد در دوازدهم فروردين سال بعد اين وعده راستين محقق شد: «روز دوازدهم فروردين، سالروز رسميت يافتن حكومت مستضعفين بر مستكبرين در ايران است. سالروز تحقق وعده حق تعالي است.» و اين چنين، بزرگترين حماسه بشريت در عصر ظلمت و جهالت رقم خورد و انقلابي ايجاد گشت كه دستاورد بزرگ آن عزّت و سروري مستضعفان و پابرهنگان بود.
بنابراين، تأثير امام خميني(س) و انقلاب الهياش بر حيات معنوي انسان معاصر به حدّي عميق و گسترده ميباشد كه به اذعان اكثريت قريب به اتفاق صاحبنظران شرق و غرب، امام حتي سير تطوري انسان را نيز تغيير داد و نوع بشر را به كمال واقعي خويش رهسپار ساخت و حياتي نو را در زندگاني آدميانِ همعصر خويش آغاز كرد؛ چنان كه تحليلگران وقايع بينالمللي تصريح دارند: «همزمان با آغاز حكومت امام خميني(س) در ايران، يك تجديد حيات اسلامي در سطح بسيار وسيع و غيرقابل انتظاري آغاز شد كه طيّ مدت كوتاهي تأثيرات بسيار مهمّ سياسي و فرهنگي خويش را بر سرتاسر جهان اسلام به نحوي وارد كرد كه هرگز قابل پيشبيني نبود.»
آري، خداوند اين انقلاب را از براي عالميان حجت قرار داد تا به فراست دريابند كه اراده ابرقدرتها در سرنوشتشان تأثيري ندارد؛ بلكه خود آناناند كه به واسطه اعمالشان سعادت يا شقاوت خويش را رقم ميزنند و بيشك، در تمامي جريانات انقلاب، نشانههايي است براي اهل فراست كه: إن في ذلك لآيات للمتوسمين.
برگرفته از كتاب سيماي خورشيد در آيينه مقالات
ابوالقاسم هاشمينسب
کلمات کليدي : موهبت روح الله ابوالقاسم هاشمينسب |